X
تبلیغات
تفکر قرانی - توحید و ایمان به خدا
پیرامون قرآن و مباحث اخلاقی و مذهب
 

ایمان به خدا و یگانگی خدا

 سر سلسله تمام معتقدات دینی ایمان به خداست. حضرت علی (ع) می فرمایند: اول دین، آغاز دین، پایه دین و ریشه دین خداشناسی است. و اساسا مابه التفاوت مردمانی  که معتقد به ادیان هستند و مردمانی که به دین اعتقادی ندارند. ایمان به غیب است. غیب یعنی نهان، یعنی حقایقی که ظاهر نیستند و مستقیما محسوس و ملموس نمی باشند. الهیون با مادیون در عالم طبیعت (ماده) اختلاف ندارند و طبیعت را آنگونه می شناسند که مادیون می شناسد اما الهیون علاوه بر طبیعت به غیب و نهان هم معتقد هستند یعنی هستی و وجود را منحصر به مشهودات و محسوسات نمی دانند بلکه به وجود نامحسوس و وجود غیبی هم اعتقاد دارند، که البته سر سلسله امور غیبی خداست، بعد از ایمان به خدا ایمان به سایر موجودات غیبی(ملائکه، جن)  پیدا می شود. اعتقاد به وحی که غیب دیگری است و بعد از آن ایمان به معاد قرار می گیرد. راههای بسیاری وجود دارد که انسان را به خداشناسی هدایت می کند. کسی که بخواهد با برهان و دلیل به این هدف مقدس برسد  می تواند به فرا خور  حال خویش و به اندازه نیروی فکری خود از آن راههای گوناگون استفاده کرده و به وجود آفریدگار جهان پی ببرد. تنها چیزی که در این راه لازم است توجه، تفکر، جستجو نمودن و روحیه حقیقت یابیست.

 1- برهان نظم:

برای اثبات وجود خداوند براهین متعددی اقامه شده است که بعضی برای همه قابل فهمند و بعضی نیاز به تاملات دقیق فلسفی دارند یکی از براهین همه فهم و در عین حال متقن و قوی برای اثبات خداوند، برهان نظم است. این برهان از دو مقدمه تشکیل می شود: اول اینکه در هر گوشه ای از جهان، آثار نظم و حساب و قانون و هدفمندی به چشم می خورد. ثانیا هر دستگاهی چنین باشد، سازنده ای عالم و عاقل دارد. لذا هر یک از این دو مقدمه را با ذکر دلایل و شواهد ثابت می کنیم:

مقدمه اول:

هر بیننده ای با اندک تاملی در دنیای اطراف خود پی به وجود نظم عظیم در عالم هستی می برد. کشف و اکتشافات در علوم نیز به این امر کمک می کنند. برای مثال به چند نمونه اشاره می کنیم:

1-   کره زمینی که در آن زندگی می کنیم با تمام عظمتی که دارد در مقابل مرکز منظومه شمسی یعنی قرص خورشید، به اندازه ای کوچک است که اگر یک میلیون و دویست هزار کره زمین را روی هم بگذارند، تازه به اندازه قرص آفتاب می شود. از سوی دیگر منظومه شمسی ما، جزئی از یک کهکشان عظیم بنام راه شیری است. جالب است بدانیم در کهکشان ما بیش از یکصد میلیارد 000/000/000/100 ستاره وجود دارد که خورشید تنها یکی از ستاره های متوسط آن محسوب می شود. از سوی دیگر در این جهان بزرگ، آنقدر کهکشان وجود دارد که از حساب و شماره بیرون است و هر قدر تلسکوپهای نجومی عظیمتر و مجهزتر می شوند، کهکشانهای تازه ای کشف می شود. بر اساس نظریه نیوتون مبنی بر جاذبه عمومی، قانون جاذبه عمومی به ضمیمه قوه گریز از مرکز به تمام سیارات حکمفرماست و در هر یک از سیارات، این دو قوه به طور متعادل وجود دارد و... و همین نیوتون معروف است که می گوید: «درباره آفریدگار جهان و خداوند هرگز شک نکنید زیرا معقول نیست ضرورت و علت و معلول فاقد شعور، به تنهایی رهبر وجود باشد....بلکه همه این امر حتما باید از مبدأی سرچشمه گرفته باشد که دارای علم و حکمت و اراده است.»

 2-   به گفته دانشمندان اگر قشر خارجی کره زمین ده پا ضخیم تر از آنچه هست می بود، اکسیژن یعنی ماده اصلی حیات وجود پیدا نمی کرد یا اگر عمق دریاها چند پا بیشتر از عمق فعلی بود، کلیه اکسیژن و کربن زمین جذب می شد. اگر هوای محیط زمین، اندکی از آنچه هست رقیق تر می بود اجرام سماوی و شهابها دائما به سطح زمین می رسیدند و هر گوشه آنرا مورد اصابت قرار می دادند. همچنین کوچکترین ذره عالم، یعنی اتم، خود ساختمانی بسیار شگفت آور دارد که شرح این شگفتیها مجال جداگانه ای می طلبد. بخاطر وجود این همه آیه و نشانه در عالم هستی است که خداوند در قرآن مجید می فرماید:

«ان فی خلق السموات و الارض و اختلاف الیل و النهار الایات لاولی الاباب» . (آل عمران/190)

«مسلما در آفرینش آسمانها و زمین و آمد و رفت شب و روز نشانه های روشنی برای صاحبان خرد و عقل است».

مقدمه دوم:

تردیدی نیست که هر انسان فهیمی با مشاهده نظم و دقت پی به وجود ناظم می برد و هرگز آنرا ناشی از تصادف نمی داند. برای روشن تر شدن مطلب از راه حساب احتمالات مسأله را تبیین می کنیم. کتاب صد برگی را در نظر بگیرید که اوراقش به هم ریخته است. این کتاب را به نابینایی می دهیم تا اوراق آنرا به صورت تصادفی مرتب کند، روشن است که اولین برگی که به عنوان برگ شماره 1 بر می دارد، احتمال 1 بودن آن یک درصد است. آنگاه برگ دوم را بر می دارد، احتمال اینکه این برگه شماره 2 باشد، یک در 99 است و لذا احتمال اینکه ایندو برگ به ترتیب 1 و2 باشند، حدود یک در ده هزار است.  سپس برگ سوم را بر می دارد، احتمال شماره 3 بودن آن یک در 98 است و لذا احتمال اینکه به ترتیب برگ های 1 تا 3 را برداشته باشد، حدود یک در یک میلیون است. و همینطور تا پایان کار در پایان احتمال اینکه کل کتاب به ترتیب چیده شده باشد یک در یک با 200 صفر روبروی آن است!

حال شعری زیبا با مضامین بسیار عالی و تشبیهات بسیار لطیف را در نظر بگیرید، آیا هیچ کس به خود اجازه می دهد که بگوید احتمال دارد طفل خردسالی با مدادش صفحه ای را خط خطی کرده باشد و این شعر را پدید آورده باشد؟!وقتی در مورد یک کتاب یا یک شعر نمی توان حضور ناظم را نادیده گرفت آیا امکان دارد جهان هستی با این همه نظم و و دقتی که دارد تصادفا و از روی اتفاق پدید آمده باشد و هیچ ناظم و مدبری نداشته باشد؟!

در خصوص تکامل تدریجی لازم به ذکر است که دائره نظام جهان هستی خیلی وسیعتر از محور بحث تکامل تدریجی است زیرا تنها محور این بحث بر موضوع انتخاب طبیعی و بقاء اصلح و از بین رفتن موجودات ناقص و غیر مساعد  با محیط دور می زند و پیداست که این جهت تنها در قسمتی از نظم عالم (یعنی حداقل شرایط حیات و بقاء) می تواند مصداق داشته باشد. اما در کمالات و ریزه کاریهای دقیقی که در اصل حیات موجود مدخلیتی ندارد مصداقی نخواهد داشت.

 بنابر این برهان نظم با زبان ساده و گویای خود برهانی متقن و محکم برای اثبات خداوند است.

2- اعجاز دلیل توحید:

معنی اعجاز به طور کلی عبارت از کارها و جریاناتی است که بر خلاف موازین عادی و جریان معمولی عالم طبیعت از طرف کسی که مدعی نبوت است بوقوع بپیوندد. بطوریکه علل مادی و قوانین عادی و معمولی طبیعی از تفسیر آن عاجز بوده و با هیچ کدام از عوامل عادی قابل تطبیق نباشد . اعجاز یکی از محکمترین و ساده ترین دلایل توحید و خداشناسی می باشد.  زیرا با بررسی دعوت انبیاء و همچنین دقت و مطالعه در کارهای خارق العاده ای که به عنوان اعجاز انجام داده اند می تواند ما را به وجود جهان ماوراالطبیعه آشنا سازد.

از تفاوت های معجزه با سحر و جادو  این است که  سحر و جادو، هم قابل فراگیریست و هم قابلِ آموختن به دیگران، اما قدرت بر اعجاز، با آموختن و تمرین به دست نمی آید.  همچنین سحر ممکن است با دخالت ساحری نیرومندتر خنثی شود و شکست بخورد، اما در مورد معجزه چنین احتمالی وجود ندارد. براساس قانونِ «دست روی دست بسیار است»، هیچ جادوگر یا مرتاضی نمی تواند ادعا کند شخصِ دیگری قادر به انجام کارهایی که او انجام می دهد، نیست (به اصطلاح کارهای آنان همراه با تحدّی نیست). اما از آن جایی که معجزه ارتباط مستقیم با نیروی شکست ناپذیر الهی دارد، پیامبران در طول تاریخ همواره از دیگران می خواستند همانند آن معجزات را بیاورند، اما کسی نمی توانست. در حقیقت باید توجه داشت که معجزه به هر کار خارق العاده ای گفته نمی شود بلکه به آن دسته از کارهای خارق العاده که با ادعای یک منصبی از طرف خداوند و دعوت مخالفین بمعارضه (تحدی) همراه باشد گفته می شود.

در مورد معجزه حضرت موسی باید اشاره کرد که فرعون اقدام به جمع آوری بهترین جادوگران زمان خود می کند تا با حضرت موسی رقابت کنند جالب است که این جادوگران قبل از رقابت از فرعون می پرسند که اگر در این رقابت پیروز شوند برای آنها پاداشی خواهد بود و فرعون به آنها می گوید که در صورت پیروزی از مقربان دربار خواهند شد. اما هنگامی که معجزه حضرت موسی را می بینند  و  آنها که خود جادوگرانی حرفه ای بوده اند و خود بهتر از هر کس دیگری محدودیت های سحر و جادو را می شناسند پی به حقانیت دعوت حضرت موسی برده  و به خدای یکتا ایمان می آورند  و  همانها که قبلا از فرعون وعده  مال دنیا را کرده بودند در مقابل تحدید فرعون مبنی بر قطع کردن دست و پاهایشان ترسی به دل راه نمی دهند. آنچه مهم است پیامبرانی همچون موسی و عیسی و ...  آمدند و با ارائه معجزاتی نبوت خود را ثابت و  پیروان خود را  دعوت به یکتا پرستی کردند و هم اکنون نیز دارای پیروان بسیاری می باشند، هرچند که کتاب های آسمانی آنها دچار تحریفاتی شده است اما آنچه اهمیت دارد دعوت پیامبران آنها  به یکتا پرستی و  ایمان به وجود خداست.

انسان گرچه موجود بااراده ایست ولی نمی تواند بطور کلی خود را از چنگال محیط  و تفکر حاکم بر جامعه خارج کرده و خواه نا خواه  در قسمتی از تفکرات و آداب و عادات مغلوب محیط زندگی شده و رنگ آن را به خود می پذیرد. حال اگر یک فرد درس نخوانده و مکتب نرفته که استعداد تاثیر و تبعیت وی از محیط قاعدتا بیشتر از دیگران است در میان اجتماعی عقب مانده و فاسدی که ظلمت جهل و بت پرستی و رذائل اخلاقی آنرا از هر طرف احاطه کرده است، مدت چهل سال زندگی کند  اما بر خلاف سنن طبیعی نه تنها خود کوچکترین رنگی از این محیط نگیرد بلکه اساسا محیط را دگرگون ساخته و آنرا تابع افکار و معتقدات نوین خود درآورد و برنامه اصلاحی او چنان عمیق و ریشه ای و عملی باشد  که در مدت کوتاهی بیشتر  افرادیکه در یک چنین محیطی زندگی کرده اند و یکعمر در آن پرورش یافته بودند بوی گرویده و گفته ها و معتقدات او را که اساس شخصیت دیرینه آنها را نابود می ساخت از جان و دل بپذیرند. با وقوع چنین حادثه ای خواهیم دانست یک امر خارق العاده و معجزه ای بوقوع پیوسته است.

هنگامیکه ما با حادثه ها و پدیده هایی که جریان علل و معلول و قوانین و سنن طبیعی و عادی از تفسیر و تحلیل آن عاجزند روبرو میشویم تکلیف ما با آن چیست؟ ناگزیر که باید گفت که ماوراء دستگاههای علل و معلول مادی و قوانین و مقررات و نظامات این جهان محسوس، دستگاه دیگری وجود دارد  که قلمرو قدرت و اراده او خیلی و سیعتر از منطقه محدود و سلسله عوامل طبیعی می باشد. و اینگونه جریانات غیر عادی از آن منبع غیر عادی سرچشمه می گیرد. این منبع علم و قدرت که خداست، به منظور بیدار ساختن خفتگان جهان بشریت گاه و بیگاه بر خلاف گردش چرخهای علل و عوامل مادی معمولی، دستگاه غیبی سلسله علل غیر عادی را بجریان انداخته و کارهای خارق العاده ای بدست پیامبران خود پدید می آورد، تا چشمهای خواب آلود بیخبران و خدا نشناسان بیدار شده و از خواب گران ماده پرستی برخیزند و چشم به جهان روشن و سعادت بخش ایمان و خداشناسی بگشایند.

قرآن معجزه آخرین پیامبر محدود در حصار زمان و مکان نیست و همین ویژگی باعث می شود که هرکس در هر زمان و مکانی بتواند به فراخور حال خود در جنبه های مختلف اعجاز آن تفکر کند. تفکر در جنبه های مختلف اعجاز قرآن از آن جهت مهم است که نشان دهنده آن است که قرآن کلام بشر نبوده بلکه کلام آفریدگاریست عالم به گذشته و آینده و این خود راهی است که ما را به ایمان به وجود خدایی یکتا رهنمون می سازد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم فروردین 1389ساعت 17:51  توسط محمد علی کوشش  | 

     

 

توحید:

خدای یکتاست که جز او معبودی نیست. زنده و قائم به ذات و بر پادارنده (جهان هستی) است. هیچ گاه او را خواب سبک و سنگین فرا نمی گیرد، آنچه در آسمانها و آنچه در این زمین است از آن اوست، کیست آنکه جز به اذن او در محضرش وساطت کند ؟! آنچه را در جلوی روی مردم  و آنچه را در پشت سر آنهاست (حوادث آینده و گذشته جهان را) می داند و آنها به چیزی از علم او احاطه ندارند جز به آنچه او بخواهد. کرسی (سلطه و ربوبیت) او آسمانها و زمین را فرا گرفته و نگهداری آنها بر او سنگینی و خستگی ندارد، و او والا و بزرگ است. در دین اکراهی نیست (زیرا باورهای دینی اکراه پذیر نیست) بی تردید راه هدایت از گمراهی روشن شده است. پس هر که به طغیانگر (شیطان و پیروانش) کفر ورزرد و به خدا ایمان آورد حقا که به دستگیره محکم چنگ زده که گسستن ندارد، و خداوند شنوا و داناست. خداوند دوست و سرپرست کسانی است که ایمان آورده اند، آنها را از تاریکی ها (ی جهل و کفر و فسق) به سوی نور (علم و ایمان و تقوا) بیرون می برد، و کسانی که کفر ورزیدند سرپرستان آنها طغیانگرانند که آنها را از نور (هدایت) به سوی تاریکی ها (ی گمراهی) بیرون می برند. آنها اهل آتشند که در آن جاودانند. ( آیه الکرسی: سوره بقره آیه 255-257)

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 21:5  توسط محمد علی کوشش  |